
سلام
یکی دو هفته پیش مادرم تصمیم گرفتند بریم بیرون. هر چند توی تابستون و گرما بیرون رفتن نمی چسبه ولی مادرم دوست دارن که هر چند وقت یک بار تاب بازی کنیم. می گن برای سلامتی و نشاط مفیده!
با اینکه فکر می کردم منظره ای برای عکس گرفتن نمی بینم ولی دوربینو همراه بردم. به خاطر گرما خیلی خلوت بود. زیر سایه یک درخت بلوط نشستیم و ریسمون رو از درخت آویزون کردیم. چه بلوط های خوب و زیادی داشت. دیدم که تا حالا توی وبلاگ درباره درختان بلوط استان لرستان مطلب یا عکسی نذاشته بودم.
از جمله پوشش های گیاهی عمده لرستان درختان بلوط هست. 
این بلوط های زیبا رو که می بینم یاد اون سنجاب توی فیلم "عصر یخبندان" می افتم!


این هم منظره یک درخت بلوط زیبا. تاب بازی زیر درخت بلوط خیلی لذت بخشه.



یک داستان بامزه:
دختر عمه م و خانوادش چند سالی در زاهدان زندگی می کردند. یه روز یکی از اقوام مقداری بلوط براشون می بره. همسایه شون با بچه کوچیکش می آد خونه اون ها و بلوط های قهوه ای رسیده رو می بینه و با ترس و اضطراب به دختر عمه می گه که اینا فشنگن؟ از کجا آوردین؟! دختر عمه می خنده و می گه نه بابا اینا خوردنی اند و چند تاشون رو می ذاره روی بخاری. پوست بلوط ها که می ترکه و صداشون بلند می شه خانم همسایه دو پا داره دو پا دیگه قرض می کنه بچشو بغل می کنه و به فرار!! جیغ می زنه و می گه" نگفتم اینا فشنگن!"
در آخر هم از خدای بزرگ می خوام که قلب های ما رو در ماه پر از برکت رمضان لبریز از شادی و آرامش کنه و ترس و تقوی رو برای همیشه مهمان قلب های روزه داران کنه. آمین.