از بهار 85 تا بهار 86

 

با تقدیم سلامی بهاری به همه شما

 

دوست مهربونم هما خانم من رو دعوت کردن که در یک بازی وبلاگی شرکت کنم و درباره هفت اتفاق مهم که در سال 1385 با اونا روبرو شدم صحبت کنم.

 

1. فارغ التحصیلی: در خردادماه 85 تونستم تحصیلاتم رو  در رشته زبان و ادبیات انگلیسی  در مقطع کارشناسی به اتمام برسونم.

 

2. شغل موقت: بعد از یکی دو روز به عنوان مدرس در یک آموزشگاه زبان مشغول به کار شدم.

 

3. عضو جدید در خانواده: مهرماه 85 برادر زاده عزیزم "علی" زیبا، مهربون، ساکت، باهوش و شاد به جمع ما اضافه شد و شادی و امید رو برای ما به خصوص پدر و مادرم به ارمغان آورد.

 

4. حج پدر و مادرم: هیچ وقت فکر نمی کردم در طول یک ماهی که نبودن این قدر منتظرشون باشم. تمام وجودم پر شده بود از عشقشون. وقتی که برگشتن برکت و قداستی رو که از اونجا گرفته بودن به وضوح حس می کردم. ولی سفره شون اونقدر شلوغ و خسته کننده بود که هر وقت بهش فکر می کنم موهام سیخ می شه!

 

5. شغل رسمی: بعد از سه بار شرکت در آزمون کتبی "کانون زبان ایران" و رد شدن بالاخره در اسفند ماه با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه آماده بشم. یک هفته قبل از آزمون ارشد در مصاحبه شرکت کردم. قراره یه دوره سه ماهه آموزشی رو طی کنیم بعد ان شاءالله شروع به کار.

 

6. شرکت در امتحان کارشناسی ارشد در رشته آموزش زبان انگلیسی

 

7. ورود به دنیای وبلاگ نویسی

 

و هفت نفری که باید به بازی دعوت کنم: ..... خوب دوستان وبلاگ نویسی که من می شناسم قبل از من دعوت شدن که!؟ حالا نمی شه ما سنت شکنی کنیم دعوت نداشته باشیم؟ اگه خیلی حیاتیه تا یک چرخی بزنم 7 تا وبلاگ پیدا کنم!

 

 

با امید به خدا آغاز می کنم

 

به نام بی همتا نقش بند و یگانه رنگ آمیز هستی

 

همیشه دوست داشتم یه وبلاگ داشته باشم و اون چیزایی رو که دوست دارم توش بنویسم، ترجمه هام رو ، عکس هایی رو که می گیرم و چیزایی که برای خودم جالبه اونجا بذارم. ولی از این می ترسیدم که این کار وقت زیادی بطلبه و نتونم از عهدش بر بیام. حالا بعد از تموم شدن درسم (البته فعلا در مرحله کارشناسی) و پشت سر گذاشتن امتحان کارشناسی ارشد وقتم کمی آزادتره و این موضوع و همچنین تشویق های بعضی از دوستای خوبم  باعث شد که تصمیم بگیرم شروع کنم و به اصطلاح to break the ice تا ببینیم چی می شه.

 

من به ادبیات که ترجمه ادبی هم بخشی از اونه خیلی علاقه دارم و مشتاقم در این زمینه تجربه هایی رو به دست بیارم و وقتی که بدونم یه وبلاگ دارم و هر چند وقت یک بار باید آپدیتش کنم باعث می شه که بیشتر به این کار مشتاق باشم و برای بهتر شدن کار مطالعه بیشتری داشته باشم.

 

سعی می کنم عکس های زیبایی رو از استانم (لرستان) و طبیعتش اینجا ارائه بدم و ترجیح می دم بیشتر عکس هایی باشه که یا خودم گرفتم یا خانوادم. چون این نوع عکس ها محسوس تر و واقعی تر به نظر می آن و این که جدید تر هستن. استان من هر چند از جهاتی محرومه ولی قدمت و پیشینه تاریخی و طبیعتش بسیار غنی هست.

 

خوشحالم از این که الان که دارم اولین پستم رو برای وبلاگ می نویسم می دونم دوستانی دارم که اونو می خونن و نباید منتظر بمونم ببینم کی یه نفر مسیرش به این طرفا بیفته و نگاهی به اون بندازه. به هر حال همین که هر چند وقت یه بار دیدنی از این جا بکنید برای من ارزش داره حالا چه با نظر چه بدون نظر.

 

همه فصل ها ریبایی های مخصوص به خودشونو دارن و از بین اونا فصل بهار من رو بیشتر از همه به وجد می آره. بوی صبح بهاری، جوانه های زیبا با رنگ های آرام و تمیز، شبنم های صبحگاهی روی گلبرگ ها، گل سنگ های مخملی روی سنگ های "مخمل کوه"،  دشت های پوشیده از شقایق های سرخ و گندم زارهای سبز و ... همه هدایای زیبای خداوند به ما در بهارهست. اسم این وبلاگ در واقع ترجمه عنوان شعری هست از Robert Frost  به نام “A Prayer in Spring”  که سعی می کنم در پست های بعدی شعر رو همراه با ترجمه اون به شما تقدیم کنم.

 

و در پایان آیات 55 تا 57 سوره اعراف رو با ترجمه فارسی و انگلیسی از خودم  تقدیم به شما می کنم.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (55) وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ (56) وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُنَ (57)

 

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

55.  پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانید. همانا خداوند کسانی را که از حد می گذرند دوست نمی دارد.

 

56 . و در زمین بعد از اصلاح آن فساد مکنید و خداوند را با بیم و امید بخوانید. همانا رحمت خداوند به نیکوکاران نزدیک است.

 

57.  او کسی است که بادها را پیش از فرستادن رحمت خویش، مژده دهنده می فرستد تا آنگاه که آن ها ابری گرانبار را حمل می کنند ما آن ابر را به سوی سرزمینی مرده هدایت می کنیم سپس از آن آبی فرو می فرستیم و به وسیله آن هر نوع نعمتی می رویانیم. و بدین گونه مردگان را برمی انگیزیم باشد که پند گیرید.

 

In the Name of Allah, the Beneficent the Merciful

 

 Call upon your Lord with entreaty and in private; He does not love those who go too far

 

 And do not make corruption on earth after its reformation and call upon him with fear and hope; the mercy of Allah is close to those who do good

 

 And He is the One Who sends the winds carrying good news before sending his mercy, until when they carry a pregnant cloud; We guide it along to a dead land, then We send down water from it and grow every kind of fruit. We bring forth the dead in this way so that you may be attentive